فرهنگ بسیج :
در باره بسیج ، اگر چه سخن بسیار گفته شده لیکن بیگمان برترین سخن که با ویژگیهای بسیج و بسیجی منطق به زیبایی صورت و سیریت دلیر مردان عرصه عشق و ایمان را ترسیم نموده است از آن امام راحل عظیم الشان است : ( بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین وحدیث عشق میدهد . بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن ، اذان شهادت و رشادت سر داده اند . بسیج میقات پابرهنگان ومعراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان ان نام ونشان در گمنامی گرفته اند . بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند .)از آن هنگام که به امر واشاره بزرگ بسیجی انقلاب اسلامی حضرت امام بسیج شکل گرفت دهها هزار انسان مومن از پیر وجوان زن و مرد عاشقانه در این مدرسه ثبت نام کردند تا به امروز هجمه های ناجوان مردانه برخی خرده های ره گم کرده و دشمنان قسم خورده مستکبر خارج از انقلاب اسلامی نتوانسته است جذبه وشیرینی و عاشقی و نورانیت این مدرسه را آسیبی برساند . آخر مگه می شود مدرسه ای را از رونق انداخت که حضرت امام علی (ع) گمنام ترین بسیجی – مدیر و عضو این مدرسه باشد ؟ مگر می شود مدرسه ای را از نگاهها برگرفت و دلها را از آن روی گرداند که سید الشهدا رهگشا وداعی و حامی آن باشد و شاگردان را با محبت و عشق خود در کلاسها بپروراند ؟ مدرسه ای حضرت امام بزرگترین افتخارش عضویت در آن است چگونه با نفسهای آلوده و متعفن ورسوای خود باختگان و مستکبران ، حریمش شکسته می شود ؟ این مدرسه هزاران عاشق به قله رفیع شهادت رسیده را در خود پرورانده است مسئولان ومدیران نظام خود باید بسیجی باشند و وظیفه خود را در قبال این مدرسه بزرگ را بدانند و از آن غافل نباشند که امام عزیز غفلت کنندگان از بسیج را به خشم الهی انذار فرمودند .
مرز ما و فرهنگ بسیج
تطبیق راهبردهای بسیجی در بیانات مقام معظم رهبری با آیات قرآن
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ هُمْ الصَّادِقُونَ؛ همانا مؤمنان کسانی هستند که به خداوند و پیامبر او ایمان آوردهاند، سپس شک و شبهه نیاوردهاند و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کردهاند؛ اینها هستند که راستگویاناند. (حجرات 15)
آحاد ملت ایران اسلامی در میداناند. البته انگیزهها همهجا یکسان نیست. نشاطها و ارادهها یک جور نیست. همه یک جور حاضر نیستند در راه هدفهای عالی کشورشان و ملتشان سرمایه گذاری کنند و اقدام کنند. یکی حاضر است جان بدهد، یکی حاضر است مالش را بدهد، یکی حاضر است مقداری وقتش را بدهد، یکی حاضر است چند کلمه حرف زدنش را بدهد، یکی حاضر است تماشاچی باشد و تحسین کند. همه یک جور نیستند. اگر حضور، به تن و جسمشان لازم باشد آنرا حاضر میکنند. اگر بحث سازندگی باشد، پا وسط میدان میگذارند. اگر بحث دفاع باشد در وسط میدان میآیند. اگر لازم باشد برای هدفهای کشور، خود را از لحاظ علمی آماده کنند، این کار را میکنند. هر چه هدفهای والا از آنها بخواهند حاضرند آنرا تقدیم بکنند. آن جمعی که این خصوصیت را دارند، اسمشان بسیج است. 29 /7/ 1379
چه باید کرد؟
وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ؛ و کسانی که در راه خدا جهاد کردهاند، آنان را به راههای خاص خویش رهنمون میشویم. (عنکبوت 69)
أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ آیا آب دادن به حاجیان و آباد کردن مسجد الحرام را همانند (عمل) کسی میشمارید که به خدا و روز واپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟ اینها نزد خداوند برابر نیستند. (توبه 18)
خدا ما را بس است و پشتیبانی او کافی است. البته «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ» را در پستوی اتاق و داخل بستر راحت نمیشود گفت. ما نه کاری بکنیم، نه حرکتی بکنیم، نه جانی را به خطر بیندازیم، نه از آبرویی مایه بگذاریم، بعد هم بگوییم «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ»؛ نه، خدای متعال، آدمی را که در راه او مجاهدت نمیکند، کفایت نخواهد کرد. 19 / 4 / 1379
در سنت الهی، ارادة انسانها تعیین کننده است. اینکه اسلام، انسانها را به مجاهدت دعوت میکند «جاهدوا فی سبیل الله» یا «و جاهدوا فی الله حق جهاده» یعنی همة ظرفیت خود را در راه مجاهدت صرف کنید، به خاطر این است که اگر به این توصیه الهی عمل کردیم، به هدف الهی زودتر خواهیم رسید. 9 / 3 / 1381
جهاد برای چه چیزی؟
إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ؛ به راستی خداوند به عدل و احسان و... فرمان داده است. (نحل 90)
قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ؛ (ای پیامبر) بگو پروردگارم به دادگری فرمان داده است. (اعراف29)
امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل کشور، مسألة عدالت است... نسل جوان و دانشجوی متعهد و مؤمن نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت بماند. 6/8/1381
جمهوری اسلامی که جز خدمت به مردم و افراشته شدن پرچم اسلامی هدف و فلسفهای ندارد، نباید در این راه دچار غفلت شود. 10/2/1380
هیچ کس حق ندارد بگوید چون ما نمیتوانیم مثل امیرالمؤمنین(ع) عمل کنیم پس تکلیفی نداریم؛ نه. بین آنچه که ما میتوانیم عمل کنیم و آنجا که امیرالمؤمنین(ع) بود، مراتب بسیاری فاصله است. ما هرچه میتوانیم باید این مراتب را طی کنیم و پیش برویم. 26/12/1379
پیش نیاز
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا؛ ای مؤمنان، تقوای الهی پیشه کنید و سخنی درست و استوار بگویید،! (احزاب70)
أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنْ اتَّبَعَنِی؛(ای پیامبر) بگو این راه و رسم من است که من و هر کسی پیرو من باشد با بصیرت به سوی خدا دعوت کنیم. (یوسف 108)
بسیج منطقی است؛ باید منطقی بیندیشد و منطقی عمل کند. بسیج یعنی حضور آگاهانه و فداکارانة یک انسان در مواجهه با دشمنان انقلاب و نظام و اسلام و ملت. استحکام مانع انسانی در مقابل دشمن با بالا رفتن بصیرت و ایمان و باخودسازی امکانپذیر است. 16 /2 /1380
قبل از همه!
أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ؛ آیا مردم را به نیکی فرمان میدهید و خودتان را فراموش میکنید؟ (بقره 44)
کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ نزد خداوند بس منفور است اینکه چیزی بگویید که انجام نمیدهید. (صف 3)
در واقع، هر انسانی عدالت شخصی و نفسانی او، پشتوانة عدالت جمعی و منطقة تأثیر عدالت در زندگی اجتماعی است. نمیشود کسی در درون خود و در عمل شخصی خود. تقوا نداشته باشد، دچار هوای نفس و اسیر شیطان باشد، اما ادعا کند که میتواند در جامعه عدالت را اجرا کند. چنین چیزی ممکن نیست. هر کس بخواهد در محیط زندگی مردم منشأ عدالت بشود، اول باید در درون خود تقوای الهی را رعایت کند. 26 / 12 / 1379
انسانی که مراقب خود نیست و در عمل و کلام و زندگی شخصی خود دچار بی عدالتی و بی تقوایی است، نمیتواند در محیط جامعه منشأ عدالت اجتماعی باشد. 26 / 12 / 1379
فردا هم هستیم؟
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمْ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ بی گمان، کسانی که میگویند پروردگار ما، خداوند است، سپس پایداری کنند، فرشتگان بر آنها نازل میشوند (و میگویند) مترسید و اندوهگین مباشید... (فصلت، 30)
ربنا الله، یعنی اعتراف به عبودیت در مقابل خدا و تسلیم در مقابل او. این چیز خیلی بزرگی است، اما کافی نیست. وقتی میگوییم «ربنا الله» برای همین لحظهای که میگوییم، خوب است، اما اگر ربنا الله را فراموش کردیم، ربنا الله امروز دیگر برای فردای ما کاری صورت نخواهد داد. لذا میفرماید «ثم استقاموا»؛ پایداری و استقامت کنند و در راه باقی بمانند. 17/7/1381.
در راه
یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ؛ ... در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت هیچ ملامتگری نمیهراسند. (مائده54)
وَمَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا؛ هر کس در راه خدا بجنگد آنگاه کشته شود یا پیروز شود، به زودی به او پاداشی عظیم میبخشیم. (نساء 74)
همچنانکه گفتم، خودسازی لازم است و بصیرت را هم باید روز به روز بیشتر کنید و وقتی بصیرت انسان زیاد شد، استقامت و پایداری هرگز تمام نمیشود؛ وسوسة وسوسه کنندگان و شکلک درآوردن دشمن عاجز، انسان را از میدان خارج نمیکند. 16/2/80
وقتی انسان ترس نداشت، جری تر و با قدرت بیشتر و روحیه بهتر در این راه پیش میرود و به هدف نزدیکتر میشود. انسان وقتی حزن و اندوه ندارد، به خاطر این است که چیزی را از دست نمیدهد؛ اولاً موفقیتهای این راه زیاد است. ثانیاً اگر انسان چیزی را هم از دست بدهد، چون در راه وظیفه و انجام تکلیف الهی است، وجدانش آسوده است. 21/9/81